در حوزه «تحلیل احساسات بازار» یکی از پارامترهایی که برای بازارهای سهام مورد توجه قرار می گیرد، بحث «خریدهای استقراضی» یا اعتباری است که تحت عنوان Margin Debt در کشورهای غربی شناخته می شود. در قالب خرید استقراضی، کارگزاری به معامله گر خود مبلغ مشخصی را – که معمولاً درصدی از آورده و واریز نقدی معامله گر است – وام می دهد و نرخ بهره این وام نیز غالباً منطبق با روند عمومی نرخ بهره در کشور است. این ابزار سفته بازی – که در کشور ما نیز رواج یافته – به صورت معمول به هنگام صعودهای نیرومند در بازارهای سهام بشدت بین معامله گرانی که اصولاً رفتار هیجانی داشته و به دنبال کسب سود زیاد در زمان کم هستند محبوب می شود و اوج گیری آن خود یکی از نشانه های برگشت بازار و وقوع اصلاح های سنگین نزولی و یا حتی برگشت های قوی روند می باشد.

این مسئله 3 دلیل عمده دارد:

_ با وارد شدن موج خرید استقراضی و با توجه به اینکه معمولاً دست های ضعیف و سفته بازان خرده پای ریسک پذیر از این ابزار استفاده می کنند، اصولاً موج تقاضا رو به افول می رود چرا که خریدار تازه نفسی در بازار در بازار نمی ماند که بخواهد با خرید سهام در قیمت های بالا از ادامه روند صعودی حمایت کند.

_ خرید استقراضی – مانند هر ابزار اهرمی دیگری – به مراتب فشار روانی بیشتری به معامله گر وارد می کند چرا که اگر سبد سهام این معامله گر به هر میزان در بازار ریزش کند، معادل چند برابر به دارایی واقعی او آسیب می زند. لذا با هر تکانه منفی و ریزش در بازار، این احتمال تقویت می شود که معامله گران هیجان محوری که از این ابزار استفاده کرده اند سریعاً دست به نقد کردن سهام خود بزنند تا از بروز آسیب جدی تر جلوگیری کنند و همین مسئله خود به بروز فشار بیشتر عرضه در بازار منجر می شود.

_ معمولاً رشد بازارهای سهام در مراحل نهایی چرخه کسب و کار (Business Cycle) در هر اقتصادی روی می دهد که محرک آن وجود پول ارزان و رشد اقتصادی است. نهایتاً و با توقف عرضه پول ارزان و افزایش نرخ بهره توسط بانک های مرکزی، موتور محرکه اقتصاد به سمت سرد شدن پیش می رود و از یک طرف حاشیه سود شرکت ها به دلیل رشد هزینه های مالی کاهش می یابد (و این یعنی کاهش جذابیت سرمایه گذاری در بازارهای سهام) و از سوی دیگر به دلیل منطبق بودن بهره اعمال شده روی پولی که کارگزاری به معامله گران خود برای خرید استقراضی قرض می دهد با نرخ بهره رسمی رو به رشد کشور، عملاً هزینه سفته بازی با استفاده از این ابزار افزایش داشته و انگیزه کمتری برای تداوم استفاده از آن وجود خواهدداشت. خود این مسئله انگیزه ای برای این دست از معامله گران می شود تا از پوزیشنهای خرید خود خروج کنند تا هزینه بهره روزافزون را متحمل نشوند و این امر طبیعتاً تشدید فشار عرضه را دربردارد.

به این ترتیب، رصد و رهگیری روند خرید استقراضی می تواند خود یکی از نشانگرهای نیرومند برای تحلیل احساسات بازار و سمت و سوی نوسانات آینده آن باشد.

در همین خصوص و در حوزه بازارهای سهام ایالات متحده، به نمودار زیر دقت کنید:

نمودار شماره 1: حجم خرید استقراضی (سرخ) و شاخص S&P500 (آبی) در 20 سال گذشته

اندکی دقت در این نمودار نشان می دهد که در خلال روندهای صعودی شاخص S&P500 معامله گران سهام به صورت فزاینده ای دست به خرید استقراضی زده اند تا از رشد قیمت ها نهایت استفاده را ببرند. اما با کاهش شتاب رشد قیمت ها و بروز تکانه های منفی، حجم خریدهای استقراضی به سرعت کاهش یافته و هر بار که این امر روی داده متعاقباً شاهد کاهش قیمت سهام – به دلایلی که پیشتر گفته شد – بوده ایم. در واقع این نشانگر (Indicator) یکی از نشانگرهای پیشتاز (Leading) برگشت بازار است و از این حیث اهمیت ویژه ای دارد.

در آخرین بخش نمودار که مربوط به ماه نوامبر 2018 است، مشاهده می شود که حجم خریدهای استقراضی به شدت کاهش یافته و این امر هشداری بر کاهش آتی قیمت ها در سهام آمریکا بوده است و چنانچه می دانیم از ماه نوامبر تا اکنون – 28 دسامبر 2018 – شاهد یک ریزش بسیار سنگین و کم سابقه در بازارهای سهام آمریکا بوده ایم. همچنین دقت بیشتر در نمودار مشخص می کند که تا زمانی که حجم خریدهای استقراضی به میزان قابل توجهی کاهش نیابد و عملاً دست های ضعیف و معامله گران خرده پا از بازار خارج نشوند، روند بازارهای سهام به حالت صعودی بازنمی گردد و با توجه به اینکه کماکان نمودار حجم خریدهای استقراضی به سطح متعادل خود نرسیده است (به نمودار زیر بنگرید)، هنوز تا ایجاد یک کف حمایتی در بازار سهام آمریکا فاصله زیادی داریم.

نمودار شماره 2: تراز حساب تجمیعی معامله گران سهام (میله ای سرخ) و شاخص S&P500(آبی)

در نمودار شماره 2 می بینیم که علیرغم کاهش حجم خریدهای استقراضی در یکی دو ماه گذشته، کماکان حجم عظیمی از بدهی معامله گران به کارگزاران باقی مانده است و تا متعادل شدن این وضعیت و تبدیل تراز حساب تجمیعی معامله گران – مانده نقدی حسابهای بدون اهرم به اضافه بستانکاری حسابهای اهرم دار منهای خرید استقراضی –  از حالت بدهی شدید کنونی به وضعیت تسویه یا مثبت شدن آن (سبزشدن نمودار میله ای بالا) راه درازی باقی مانده است.

نکته نگران کننده دیگری که در نمودار شماره 1 جالب توجه است اینکه بحران های اقتصادی در آمریکا معمولاً چرخه های 8-ساله دارند که یکی در حدود سال 2001 و دیگری در سال 2009 به وقوع پیوسته اند (مستطیل های خاکستری در نمودار) و قاعدتاً بحران بعدی در سال 2017 باید روی می داده که می دانیم به دلیل روی کار آمدن ترامپ و اعمال سیاست تسهیل مالی (کاهش مالیاتها) این امر روی نداد و موقتاً به تعویق افتاده است. اما هم اکنون و با کمرنگ شدن اثر موقتی کاهش مالیات ها و نیز بروز تنش های تجاری و دودستگی در قدرت حاکم بر دولت فدرال در پی پیروزی دموکراتها در کنگره، به نظر می رسد که این بحران با قدرت در حال بروز است و در چنین شرایطی طبیعتاً چشم انداز بازارهای سهام در آمریکا از هر زمان دیگری نامساعدتر به نظر می رسد.

موفق باشید!

پی نوشت:

برای رهگیری مداوم وضعیت خریدهای استقراضی کلیک کنید.