فصل 5: چهارمین بعد نوسان بازار ویلیام گن

یکی از ایده های  ستاره شناسی مالی مرتبط کردن مختصات سیستم قیمت با سیستم سماوی است. این چسزی است که گن به طور متناوب در طول زمان کارش برروی آن کار میکرد. درسال 1923 گن زمان را بعنوان “فاکتور” بازار مشخص کرد. در 1930 گن گن زمان را بعنوان یک “المان” مشخص کرد.در1931 گن فاکتورهای بیشتری  به جز زمان را مشخص کرد . ” 3 فاکتور مهم وجود دارد، قیمت ، زمان ، حرکت فضا.” درهمان سند 1931 گن نوشت :” بعد از درنظر گرفتن 3 فاکتور مهم، سطوح مقاومت ، زمان وزوایای هندسی، چهارمین فاکنور مهم میزان فروش بالا و پایین است.” در 1941 گن نوشت :” بعد از 3 فاکتورمهم ….فرم ، زمان و سطوح مقاومت….. چهارمین فاکتور مهم میزان فروش بالا و پایین است.” بعد در 1946 گن نوشت:” زمان مهم ترین فاکتور برای پیش بینی نوسانات بازار است. درحالیکه فضا و حجم مهم هستند ، سرعت حرکت همم فاکتور مهم دیگری است. زمان مقدار حجم و فضا را  نامساوی می کند ومیزان سرعا حرکت را متوقف می کند.”  دراین سند نتوانستم تاریخ چاپی را که گن از کلمه ی جدیدی به جای فاکتور استفاده کرد پیدا کنم. این اسم جدید” ابعاد” بود. او نوشت:” یک  بعد چهارم و یا المان برای نوسان بازار وجود دارد.” شیب و یا روند چهرمین بعد است.” درزیر لیستی از تمامی فاکتورهایی که در بالا اشاره شد است.

1.زمان

2.قیمت

3.حرکات فضا

4.سطوح مقاومت

5.زوایای هندسی

6.حجم

7.میزان فروش بالا و پایین

8.فرم

9.سرعت حرکت

10.شیب یا صعود

با لیست کردن فاکتورهای بازار می خواستم ثابت کنم که گن در طول دوران کارش این فاکتورها را گسترش داد. حتی نامی هم که گن به اینها داده بود از فاکتور به عناصر و بعد به ابعاد تغییرپیدا کرد. نام ” عناصر نوسانات بازار” ، بهترین توضیح برای معنی کار گن است.

حال 10 فاکتور بازار را مورد بررسی قرار می دهیم. از زمان شروع می کنیم. در سال 1951 گن اساس روش های پیش بینی من برای غلات را نوشت. این قسمت چگونگی استفاده گن از زوایای قیمت و زمان غیرستاره شناسی را به ما یاد می دهد. اما به مبحث طول جغرافیایی و عرض جغرافیایی هم اشاره می کند. در مبحث طول و عرض جغرافیایی ، گن نوشت ، ” طول جغرافیایی زمان را درطول روز ، هفته و ماه اندازه می گیرد.” این نشان می دهد که گن مختصات زمان را با مختصا طول جغرافیایی سیارات

مرتبط کرده است.

گن چندین پاراگراف درباره ی اندازه گیری زمان توسط خورشید نوشته است. باخواندن نقل قول زیر حس می کنید که تنها راهی که گن می توانست با آن زمان را اندازه گیری کند زاویه ی خورشید بوده است. اما گن چندین متن دیگر نوشته 1که نشان می دهد راه های دیگری جز خورشید برای اندازه گیری وجوددارند.

نقل قول زیرتوضیح بهتری از پگونگی اندازه گیری زمان توسط گن است. پس این نقل قول دوم را باجزییات توضیح خواهم داد.

وقتی راه یک سیاره را برروی نمودار قیمت مشخص می کنیم، زاویه ای می سازد. “9 زاویه برای اندازه گیری” 9 طول جغرافیایی راه سیارت هستند. این سیارات (1) خورشید ، (2) عطارد ، (3) ونوس ، (4) مریخ ، (5) مشتری ، (6) زحل ، (7) اورانوس ، (8) نپتون و (9) پولوتون هستند.

دومین و سومین و چهارمین خط نقل قول بالا از ستاره شناسی انجیلی می آیند. گن هم تلاش می کند تا ستاره شناسی انجیلی را به روز کند. درجمله دوم ، گن نوشت که زاویه 45 درجه همان مرکز جاذبه است. خورشید مرکز جاذبه ی  منطومه ی خورشیدی ما است. پس زاویه 45 درجه در خط دوم به طول جغرافیایی خورشید اشاره می کند. اگر زاویه 45 درجه راه خورشید است، چطور در سومین خط نوشته که 3 زاویه در چپ و 3 زاویه در راست 45 درجه هستند؟  تصویر 5-1 شمعدان یهودی است که خورشید را دروسط و 3 زاویه درچپ و 3 زاویه در راست دارد. من متوه نشدم که دسته های شمعدانی نشانگر سیارات هستند. این تنها یک تکه از دریای دانش ستاره شناسی انجیلی است. یکی از اساس های ستاره شناسی انجیلی این است که مردم دانش ستاره شناسی پیشرفته ولی چنهانی داشتندو آنها می دانستند که خورشید در مرکز منطومه شمسی است. همان طور که درتصویر 5-1 می بینید. برای همین گن نوشت ، 3 زاویه در چپ و 3 زاویه در راست مرکز جاذبه وجود دارد.”

درجمله ی آخر گن اطلاعات درباره ی شمعدانی را با ستاره شناسی مدرن به روز کرد. گن یم زاویه اضافه در هرطرف شمعدانی اضافه کرد. او نوشت:” . زاویه ی 3*1 در سمت چپ و 1*3 درسمت راست.” با حذف ماه از تصویر 5-1، که گن از ان برای اندازه گیری زمان استفاده نمی کرد، و اضافه کردن یک زاویه به هر طرف شمعدانی ، به شکل5-2 می رسیم. تصویر 5-2 3زاویه بعلاوه 1 در سمت راست و 3 زاویه بعلاوه ی 1 درسمت چپ را نشان می دهد. تصویر 5-2 کاملترین نمو به روز شده ی ستاره شناسی انجیلی و 9 زاویه ایست که گن برای اندازه گیری زمان از آن استفاده کرد. این به این معناست که گن زمان را با طول جغرافیایی هیج تک سیاره ای مرتبط نکرد بلکه ، مدارهای طولی 360 درجه سیارات مختلف برای اندازه گیری پریود های زمانی در بازارها استفاده کرد.

سپس دومین ، سومین ، چهرمین عناصر بازاررا که مرتبط با قیمت است بررسی می کنیم. این مبحث هم از کورس 1951 اساس روش های پیش بینی من برای غلات است. گن نوشت ،” درنتیجه ، نوسان قیمت مثل عرض جغرافیایی است.” این جمله به نطر مشخص می اید اما این طور نیست. با مطالعه ی دقیق ستاره شناسی گن متوجه می شوید که گن قیمت را با انحراف مرتبط کرده نه با عرض جغرافیایی. پس چرا گن به عرض جغرافیایی اشاره کرد؟ ما یک طول و عرض جغرافیایی زمینی داریم یک طول و عرض  جغرافیایی سماوی.

گن به طول و عرض جغرافیایی باهم اشاره کرد زیرا میخواست سیستم زمینی و سماوی را بدون اسم بردن از هیچ گونه اندازه گیری نجومی مثل انحراف ،باهم درنظرگیرد. برای اینکه طالعی دقیق داشته باشید باید زول و عرض جغرافیایی زمینی مکان مولد و زول جغرافیایی سیارات سماوی راداشته باشید. گن از عرض جغرافیایی زمینی برای طالع استفاده کرد اما ، قیمت ها را با انحراف سیارت مرتبط کرد نه عرض جغرافیاییشان. بعدا در همین فصل ، نمونه ای از نمودار واقعی گن را می آورم که ثابت می کند گن قیمت را با انحراف سیارت مرتبط کرده است. درلیست 10 المان بازار، دومین المان قیمت است. سومین الما که “حرکت فضا است” به بازه قیمت اشاره دارد. یعنی دومین و سومین و چهارمین المان بازار همگی راه های مختلفی برای ارتباط دادن قیمت و انحراف هستند.

توجه داشته باشید که المان های 6 و 7 “حجم” و “میزان فروش در بالا و پایین” هردو یک چیز هستند. گن اینگونه گفت:” همیشه حجم را زیر نظر داشته باشید،زیرا نشان می دهد که نیرویی که بازار را حرکت می دهد درحال کاهش است یا درحال افزایش.” توجه کنید که گن گفت ، حجم انرزی است که بازار را حرکت می دهد. تفوتی عطیم وجود دارد. گن حجم و میزان را با انرژی سماوی برروی بازار مرتبط کرد.درنقل قول بالا گن از انرژی سماوی بعنوان ” انرژی یا قدرتی که بازار را تکان می دهد” یاد می کند. انرژی به یک عدد طول جغرافیایی و یا انحراف ختم نمی شود. برای همین گن تاکید زیادی برمیزان فروش در نقاط بالا و پایین می کند. که این همان تاثیر سطح نقاط بالا و پایین  انرژی سماوی برروی بازار است.

هشتمین و نهمین المان بازار “فرم” و “سرعت حرکت” بود. این دو الما ن انقدر خلاصه  بیان شده اند که من باور دارم گن نتوانسته اینها را با نجوم منطبق کند.

به پنجمین و دهمین المان بازار یعنی ” زوایای هندسی” و” شیب و صعود” می رسیم. گن نوشت بعد یا المان چهارمی هم برای نوسانات بازار وجود دارد که “شیب و صعود ” است. شیب و صعود بازار می تواند با حرکت بالا و پایین بازار شیبی عمیق داشته باشد و یا باحرکت کند بازار شیبی آرام داشته باشد. ستاره شناسی که گن با شیب و صعود مرتبط می کند در عنوان مبحث مشخص است” زمان ، قیمت ، حجم، سرعت، شیب یا صعود” دو آیتم آخر ” سرعت” و “شیب و صعود” المان های نجومی و غیرنجومی هستند که گن آن هار ا مرتبط ساخته است. مشخصا ، چهارمین بعد نوسانات بازار سرعت صعودی است که گن آن را با سرعت سیارات مرتبط کرده است. سرعت یک سیاره دریک نمودارقیمت  درجه ای روزانه اندازه گیری می شود.وقتی راه ی سیاره را برروی نمودار مشخص می کنیم ، زاویه ای ساخته می شود.بنابراین انحراف ، شیب، صعود زاویه ی یک سیاره سرعت یک سیاره را نشان می دهد. المان های پنجم و دهم ” زوایای هندسی”و “شیب و صعود” هردو به یک چیز برمی گردند. اندازه کیری سرعت یک سیاره برروی نمودار قیمت توسط انجراف طاویه ی طولی اش. اصل 10 المان بازار تغییر یافته و دوباره درزیر نوشته شده است.

1.زمان=طول جغرافیایی

2.قیمت ، حرکات فضا، سطح مقاومت، =انحراف

3.زوایای هندسی، شیب و صعود = سرعت سیاره ای

4.حجم، میزان فروش بالا و پایین = مقدار انرژی سماوی برروی بازار

5.فرم= اطلاعات کافی موجود نیست

6.سرعت حرکت= اطلاعات کافی موجود نیست

 

برای مشخص کردن چگونگی استفاده گن از سرعت سیارات ، باید دوباره به نوشته های او رجوع کنیم. نقل قول های زیر  تسلط برروی حسابگر پریودهای زمانی هفتگی برای مشخص کردن روند بورس و کالا ، است. این به چهارمین بعد بازار اشاره دارد.

درنقل قول #1 ، گن 52*52 را با دواسم معرفی کرد.” ماشین حساب اصلی یا مربع 52″. ما درسال 52 هفته داریم. بنابراین 52*52  مقیاسی هفتگی برای 1 سال است. 3 تا از 4 نقل قول (1،3،4) نشان می دهد که چهارمین بعد بازار به 52*52 ربط دارد. 3 تا از 4 نقل قول (2،3،4) نشان دادند که چهارمین بعد یک ربطی  به بالانس قیمت و زمان با استفاده از زاویه 45 درجه دارد. برای خلاصه کردن این 4 نقل قول ، گن گفت که از یک overlay هفتگی(52*52) بنام “ماشین حساب” استفاده کرده است. با این ماشین حساب می تواند زمان و قیمت را بالانس کرده و این ارزش چهرمین بعد را نشان می دهد.

بالانس قیمت و زمان روشی بود که گن آن را پنهان کرده بود. حتی زمانیکه استفاده از روش های ستاره شناسی را در متونش پنهان می کرد ، بازهم خیلی کم از بالانس قیمت با زمان استفاده کرد. بهترین مثال بالانس زمان و قیمت در سلکتور بورس وال استریت در سال 1930 چاپ شده است. یعنی این روشی که گن گفت ” یکی از مهم ترین و ارزشمندترین کشفیاتی است که من انجام داده ام” در کتابی قابل دسترس به مدت 65 سال پنهان بود. حال برای اولین بار، روش بالانس زمان با قیمت را فاش خواهم کرد. درنتیجه استفاده گن از چهارمین بعد در مثالش در سلکتور بورس وال استریت مخفی شده است.

درکتاب سلکتور بورس وال استریت  در صفحه های 67 تا 74، گن روش تجارت را توصیف کرد . او از سیستم دفترکل برای “بالانس بورس مثل بالانس کتابهایتان” استفاده کرد. گن درصفحه ی 68 نوشت که این روش را به قیمت 1.000 دلار فروخت. وقتی توضیح این روش را می خوانید ، تعجب می کنید که چه کسی برای این روش ساده حاضراست 1000 دلار بدهد.من براین باورم که کسیکه این روش را خریده آن را برای آنچه که در صفحات 67 تا 74 سلکتور بورس وال استریت نوشته شده بود نخریده است. اما برای روش ستاره شناسی که درآن پنهان شده بود با عنوان “چگونه فولاد آمریکا را بالانس کنیم” در صفحه ی 72 سلکتور بورس وال استریت خریده بودند. این روش ستاره شناسی که نشان میداد چگونه “بورس  رابالانس کنیم”بعدا بعنوان بالانس قیمت بازمان نامیده شد.

درصفحات 68 تا 71 سلکتور بورس وال استریت ، گن جدولی از تاریخ ، بازگشایی ، بالا ، پایین ، توقف و سود وضرر بورس فولاد آمریکا تهیه کرد. این جدول با 162 ½ پایین 31 می 1929 شروع می شود.این شروع آخرین صعود تا بالا 1929 است و به 31 دسامبر 1929 ختم می شود. درصفحه ی بعد در جدول 5-3 نمونه ای از 6 تاریخ اول درجدول سلکتور بورس وال استریت هستند.

روش علمی گنجدول 5-3 ، با مبحث ، ” چگونه فولاد آمریکا را بالانس کنیم” در صفحه ی 72 تا 74 سلکتور بورس وال استریت مرتبط است. دراین مبحث ، گن به تاریخ های زیادی اشاره کرد اما توجه ما را تنها به 5 تا از آنها جلب کرد. اولین تاریخ 29 آگوست با قیمت پایین 251 8/5 است . گن توجه ما را به این تاریخ با این جمله جلب می کند:” این اولین هشدار است که بورس برای اولین سقوط روند آماده می شود.”  دومین تاریخ 13 نوامبر با قیمت پایین 150 بود. گن این تاریخ را بعنوان تاریخی مهم با این جمله مشخص کرد” وقتی بورس دوباره تا 150 کاهش یافت، اون خرید بود …..”سومین تاریخ 21 نوامبر باقیمت بالا 171 ¾ بود. این را بااین جمله نشان داد”3 روز پشت سرهم توقف درقیمت های بالا داشتیم. این نشان میداد که که دوباره به روندی صعودی رسیده ایم” چهارمین تاریخ 9 دسامبر  باقیمت بالا 189 بود. گن با این جمله توجهمان را به این تاریخ جلب کرد .” ….نشان از قیمتی بالا برای کاهش بود…..” پنجمین و آخرین تاریخ 23 دسامبر با قیمت پایین 156 ¾ بود. گن این تاریخ را بااین جمله نشان داد” ازقیمت پایین 156 ¾ در دسامبر 23، قیمت فولاد آمریکا دوباره افزایش یافت.” نمودار 5-4 نمودار قیمت روزانه سهام فولاد آمریکاست که از قیمت های لیست شده در صفحات 68 تا 71 کتاب گن درست شده است. درنمودار 5-4 ، این 5 تاریخ را درنمودار مشخص کرده ام.

روش علمی گن

جدول 5-5 8 ستون از “آ” تا “ه” دارد. ستون های  “آ” ، “ب”و “ث” تواریخ و روزهای بالا و پایین فولاد آمریکا هستند. ستون “ی” و “د” نشان می دهند که به چه میزان قیمت های بالا و پایین فولاد امریکا از قیمت پایین 162 ½  31 می افزایش یافته بودند. ستون “ف” نشان می دهد که چطور ونوس ی زمین مرکز از قیمت پایین 31 می اینقدر حرکت کرده است و به 27.898 درجه رسیده است. ستون”ج” نسبت حرکت قیمت بالا در ستون “د” و میزان حرکت ونوس در ستون “ف” را نشان می دهد. در 4 ژوئن ، قیمت بالا به میزان 7 8/7 از قیمت پایین به سمت بالا و ونوس به میزان 2.5 درجه حرکت کرده بود. ما همیشه نوسان قیمت را تقسیم بر نوسان طول جغرافیایی می کنیم و بعد ان را تا دورقم اعشار روند میکنیم. این کار قیمتی نسبت به طول جغرافیایی به ما می دهد. وقتی 7.875 ÷2.5 میکنیم می شود 3.15. این یعنی قیمت بالا به میزان 3.15 برابر ونوس افزایش یافته است. این را در ستون “ج” به این صورت می نویسیم 3.15:1 . ستون “ه” همین نسبت را بین نوسان قیمت پایین و حرکت ونوس تخمین می زند. کارایی جدول 5-5 محاسبه ی نسبت مقدار تغییر قیمت و فاصله طی شده جسم فلکی است. دراینجا جسم فلکی ونوس است.

روش علمی گنهما نطور که دو صفحه ی قبل توضیح دادم ، اولین تاریخی که گن در صفحات 72 تا 74کتاب سلکتور سهام وال استریت  نوشت ، 29 آگوست با قیمت 251 8/5 است. به تاریخ 29 آگوست در نیمه ی پایینی جدول نگاه کنید. دراین تاریخ قیمت پایین تا 89 1/8 و ونوس 89.22 درجه حرکت کرده بود. وقتی 89.22÷89.125 کنیم می شود .9989 که آن را تا دورقم اعشار روند می کنیم ، نسبت آن می شود 1:1. این منظور گن از”چگونگی بالانس سهام است”. نوسان قیمت برابراست با حرکت ونوس. بگذارید این را ازمنظر چهارمین بعد گن یعنی سرعت نگاه کنیم.از 31 می تا 29 آگوست 77 روز برای تحارت وجودداشت. دراین 77 روز ونوس 89.22 درجه حرکت کرد و سرعت ونوس به 1.1587 درجه در هرروز رسید. با تقسیم کردن سرعت قیمت بر سرعت ونوس به 1.00 می رسیم. و دوباره به نسبت 1:1 می رسیم. این چگونگی ربط دادن سرعت قیمت به سرعت سیارات توسط گن بود. این حتی چگونگی استفاده گن از چهارمین بعد نوسان بازار را نشان می دهد