چند سال است که یک سبک نوینی از مدیریت سرمایه، بسیار مورد توجه معامله گران قرار گرفته که در این فراز سعی داریم در این خصوص توضیحاتی خدمت دوستان بدهیم. ورودی این سیستم طبق تصویر زیر 4 گزینه است : (فایل اکسل برای دانلود در پایین صفحه قرار دارد) 1: موجودی اولیه حساب است که در اینجا فرض کردیم 1000 دلار است. 2: واحد حد سود است. 3: واحد حد ضرر است. بین بند 2 و 3 تناسبی وجود دارد که موسوم به R/R است. اگر سیستم شما پوزیشن هایش طوری تنظیم می شود که نسبت سود به ضررش مثلاً سه واحد است در قسمت شماره 2 عدد را سه تنظیم می کنید و در قسمت سه، عدد را یک ست می کنید. Profit=3 Loss=1 که بیانگر آن است که نسبت ریسک به ریوارد این سیستم یک به سه است. در این شرایط سیستمی، تریدر حق ندارد موقعیت هایی را ترید کند که نسبت R/R اش از این بدتر است. 4: فاکتور: مشخص می کند که شما ریسک هر ردیف تان را بر مبنای چند موقعیت معاملاتی تنظیم می کنید. هر چه این عدد بزرگ تر باشد بیانگر آن است تریدر ریسک گریز تر است. در ادامه به شکل عملی توضیح داده می شود.  

هدف چیست؟

هدف آن است که شخص در ده مرحله حساب را از یک سطحی پولی به سطح دیگر برساند. به عنوان مثال در شکل زیر حساب از 1000 دلار موجودی اولیه در ده مرحله به 1600 دلار رسیده است.  می خواهیم نشان دهیم معامله گران اگر پارامترهای موثر سیستم های تریدری خود را به نحو اساسی تغییر دهند، سیستم قادر است بازدهی بسیار بزرگی ایجاد کند.   در حال حاضر معامله گران، بشدت از محل خود سیستم معاملاتی طراحی شده خود آسیب پذیر هستند و گمان می کنند وقتی چند زیان پشت هم ایجاد شد باید دنبال تغییر سیستم بود! در حالی که این کار بشدت خطاست! بسیاری از مواقع مشکل ناکارآمدی سیستم و عدم بازدهی مناسب ازسیستم نیست و از نوع اجرا و پلن مدیریت سرمایه شخص است.  

توضیحات در خصوص ردیف های جدول :

همانطور که در شکل فوق مشخص است ما 1 واحد ریسک می کنیم و می خواهیم 1 واحد سود بدست بیاوریم. در واقع نسبت R/R سیستم ما یک به یک است. می خواهیم در ردیف اول 6% سود کنیم (10 مرحله 6% برای رسیدن به بازدهی 60%) بنابراین اگر حساب از 1000 به 1060 دلار رسید به هدف این ردیف(ردیف اول) رسیده ایم و باید شرایط حساب را بر مبنای ردیف دو تعریف کنیم. وقتی بازدهی 6% است بنابراین ریسک این ردیف نیز 6% تعریف میشود(چون ریسک به ریوارد روی یک به یک تنظیم شده). در قسمت Dividend اکسل به شکل اتوماتیک ریسک هر معامله شما را بر مبنای Factor مشخص می کند. وقتی شما در فاکتور به عنوان مثال عدد 10 تنظیم کردید 6% را بر 10 تقسیم می کند و گزارش 0.6% می دهد. و به شما می گوید در هر ترید 0.6% ریسک کنید. ناگفته پیداست هر چه عدد فاکتور بزرگ تر تعیین شود(ریسک گریزی) شما باید با موقعیت های معاملاتی بیشتری به سود 6% برسید و بتوانید ردیف را بر اساس بازدهی ایجاد شده ارتقا دهید. اصولاً وقتی شخص در تایم فریم های بسیار پایین ترید می کند یا سیستمش سیگنال های بیشتری می دهد باید عدد فاکتور را بزرگ تر انتخاب کند. خب می خواهم نکته بسیار مهمی را برای شما بازگو کنم. نکته ای که شاید هر کسی به شما نمی گوید! وقتی شما حساب را بر مبنای تغییرات دلاری تنظیم می کنید و نه به درصد، آنگاه تمام پتانسیل های رشد قوی حساب را از بین می برید و دنبال ایجاد بازدهی به شکل حسابی هستید. ما می خواهیم تغییرات را بر مبنای درصدی ایجاد بکنیم تا حساب به شکل هندسی رشد کند.   فرض کنید در مثال جدول فوق شما سهمی را در 200 تومان خریده اید و حد زیان تان 180 و حد سودتان 220 تومان است( از هزینه های معاملاتی صرفنظر شده است) در واقع شما نسبت R/R را 1 به 1 تنظیم کرده اید و نتیجه می شود جدول بالا. حال فرض کنید سهمی که 200 خریده اید و می خواهید حد ضرر را 180 تنظیم کنید ، بجای حد سود 220 تومانی روی 224 تومان حد سود بگذارید تنها 4 تومان بیش از حد سود فرض قبلی. ( پرافیت را 20% افزایش داده ایم که سود 20 تومانی به 24 تومان رسیده است) میخواهم با همان مفروضات مثال قبل این بار جدول را بر مبنای Risk معادل 1 و Profit معادل 1.2 مجدد محاسبه کنم. اگر خوب توجه کنید تعجب بر انگیز است! حسابی که در مثال قبل سود 60% برایش در ده مرحله ایجاد شد این بار با تنها 0.2 واحد افزایش در پرافیت بازدهی به 186.9% رسید! این همان سود هایی است که در بسیاری از مواقع معامله گران در معاملاتشان از آن صرفنظر می کنند.   حال می خواهم همین محاسبات را بر مبنای Risk به Reward یک به دو مجدد محاسبه کنم. ببینید نتیجه را ! سورپرایز نشدید؟ حساب از 1000 دلار در 10 مرحله به 123 هزار دلار می رسد! این واقعاً خیره کننده است! حال ببینیم چه اتفاقی در فرآیند بازدهی می افتد. اگر دقت کنید می بینید وقتی ما جدول را بر اساس تنظیمات پرافیت بزرگ تر از ریسک تعریف می کنیم، سیستم به شکل هوشمندانه ای در هر مرحله که پیشروی می کنیم (مثلا از ردیف 2 به 3 یا از ردیف 4 به 5 و …) به شما اجازه می دهد که ریسک بیشتری بکنید یا در واقع در معاملات تان جسورتر باشید. در تصویر بالا ریسک ردیف اول شما 6% است و به شما می گوید در هر معامله 0.6% ریسک کن. اما وقتی مثلاً به ردیف 5 میروید سیستم به شما می گوید 34.29% ریسک کن و چون فاکتور 10 است می گوید در هر معامله 3.43% ریسک کن! حال می بینید نقش فاکتور چیست؟ فاکتور یک سوپاپ اطمینان است که همانند بازی مار و پله شما را از مرحله هشت به مرحله اول نفرستد! این سیستم به شما میگوید وقتی سود می کنید جسورتر باشید و وقتی زیان می کنید محاظفه کار تر باشید اگر یک سطح بالا رفتید ریسک بیشتری بکنید و اگر به مرحله قبل و پایین تر بازگشتید ریسک را محدود تر کنید بر مبنای ریسک تعریف شده آن ردیف.   ببینید هر تریدری برای معاملات خود در بخش مدیریت سرمایه باید (تاکید می کنم باید) چنین ساختاری را طراحی کند و پایبند باشد به سیستمی که ساخته است. در انتها می خواهم ببینید اگر یک سیستمی داشتیم که نسبت ریسک به ریواردش 1 به 3 بود حتی اگر موقعیت های معاملاتی اش کم بود و دیر به مرحله ده رسدیم چه بازدهی در انتظار ماست. ببینید شکل زیر را   دانلود اکسل مدیریت سرمایه ده مرحله ای   نویسنده : نیما آزادی