سرعت ونوس به 1.00 می رسیم. و دوباره به نسبت 1:1 می رسیم. این چگونگی ربط دادن سرعت قیمت به سرعت سیارات توسط گن بود. این حتی چگونگی استفاده گن از چهارمین بعد نوسان بازار را نشان می دهد.

در 31 می 1929 وقتی به قیمت پایین 162 ½ می رسیم، ونوس در 27.89 درجه است. اگر قیمت و ونوس را در نمودار دنبال کنیم، ونوس خیلی دورتراز این قیمت خواهد بود. برای دیدن رابطه 1:1 که در جدول 5-5 است ، باید از طول جغرافیایی ونوس در پایین شروع کنیم. این را با پیدا کردن تفاوت بین قیمت پایین و طول جغرافیایی ونوس 134.61می توانید انجام دهید.(162.5.27.89) بعد طول جغرافیایی ونوس را درتاریخ قیمت پایین و روزهای بعد آن می گیریم و به آن 134.61 اضافه می کنیم. این را درنمودار 5-6 و نمودار 5-7 می توانید ببینید.

درقبل گفتم که گن روش های  غیرنجومی اش راهم از روش های نجومی اش گرفته است.صحت این قضیه را از زوایای زمان و قیمت گن می توانید بفهمید. براین باورم که راه اصلی که گن در روش نجومی اش استفاده کرد توسط یک نمودار ساده مثل نمودار 5-5 انجام شده بود. بعلاوه ، باوردارم که با استفاده از جدول و مطالعه نسبت قیمت و حرکات سماوی ، گن دید که نسبت ها در نقاط پشتیبان و مقاومت تکرار می شوند. این نسبت های تکراری که گن ان ها رامشاهده کرد 1:1 ، 1:2، 1:4 و … بودند. او روش غیر نجومی اش را ازاین زوایای قیمت و زمان گرفته بود.

مثال قبلی از سلکتور سهام وال استریت  که درباره ی فولاد آمریکا بود ، زاویه ای سیاره ای با نسبت 1:1 را نشان داد. اگر نوسانات روزانه یک سیاره به دوقسمت تقسیم کنیم و آن را درنمودار دنبال کنیم، زاویه 1:2 را خواهیم داشت.  اگر نوسانات روزانه یک سیاره رادوبرابر کنیم و آن را دنبال کنیم ، به زاویه ای بانسبت 2:1 می رسیم. این مراحل را برهر نسبتی که گن مهم درنظرگرفته بود می توانیم اجرا کنیم.  نمودار 5-8 نسبت های 1:1 ،2:1 ، و 4:1 را نشان می دهد. زاویه پایین در نمودار 5-8 زاویه واقعی سیاره ای است. از نقطه پایین شروع می شود ، و زاویه 1:1 را نشان می دهد. زاویه وسط به اندازه دوبرابر زاویه واقعی سیاره ای افزایش می یابد.بنابراین زاویه 2:1 را نشان می دهد. زاویه بالا  4 برابر سرعت زاویه سیاره ای واقعی افزایش می یابد. پس نسبت 4:1 را نشان میدهد.در نمودار 5-8 وقتی قیمت به زاویه 4:1 می رسد ، قیمت به اندازه 4 واحد برای هردرجه حرکت سیاره ای افزایش می یابد. گن این روش را با مقیاس انحراف مثل طول جغرافیایی تکرار کرد. اما به خاطر کمبود اسم من این را قیمت و زاویه ی طول جغرافیایی می نامم.

روش علمی گنگن دوراه برای عملی کردن قیمت و زوایای طول جغرافیایی داشت.اولین راه حل ایجاد جدولی بود تا نوسانات قیمت را تقسیم بر حرکات سماوی کند.  دومین راه استفاده از نمودارoverlay قیمت بود. Overlay مربعی است که برروی یک ماده کشیده می شود. قیمت ها وزوایای زمان غیر نجومی از گوششه های این مربع نیز کشیده می شوند. چونکه زوایای قیمت و زمان براساس روش نجومی گن است پس این دو overlay هستند.نام ابزارهای تجارتی گن با دقت انتخاب شده اند. Overlay ها تنها ابزاری هستند که “ماشین حساب” نامیده شده اند. حسابگری ، پروسه ی گرفتن 2 یا چند عدد و انجام یکسری قوانین ریاضی بر روی آن و گرفتن جواب است. برای فهم آنچه گن با ماشین حساب ها انجام داد باید اول بفهمیم که گن چه چیزی را حساب می کرد.

یکی از نمودارهای اصلی گن که از کتاب ویلیام گن ، دوره ی بورس و کالا می آید ، بنام ” راه های سیارات ” است. نمودار اصلی به عرض 46 اینچ و طول 26 اینچ بود. این نمودار سالهای 1935 تا 1941 را نشان می داد. نمونه ی هنرمندانه از سال اول نمودار راه های سیارات 1935 در نمودار 5-9 نشان داده شده است. می گویم هنرمندانه ، زیرا بین درجات فاصله ی کافی گذاشته ام تا خواند ان اسانتر شود. نام و علامت هر سیاره هم برروی هر زاویه اضافه شده است. درنمودار اصلی هم علامت سیارات نشان داده شده است اما همگی آنها در سال اول ان طور که در نمودار 5-9 می بینید ، نیستند. به سمت چپ نمودار 5-9 نگاه کنید.میزانی overlapping  وجوددارد که از 0 در مرکز آن  شروع شده و به بالای نمودار 90 می رسد. بعد دوباره به سمت پایین و پایین نمودار به 270 می اید. دوباره به عقب برمیگردد و به مرکز نمودار 360 می رسد. این 360 درجه طول جغرافیایی است.گن از صفر درنمودار 5-9 استفاده کرد تا طول جغرافیایی و انحراف را هم در همین نمودار اندازه گیری کند. همچنین اگر نمودار میزان overlapping نداشت ، این نمودار به 52 اینچ ارتفاع می رسید. انحراف ، فاصله ی یک سیاره در بالا و یا پایین استوا است. اینجا با 0 مرکز درنمودار 5-9 نشان داده شده است. در سمت راست نمودار 5-9 میزان انحراف از 0 مرکز شروع شده و به سمت بالا و پایین حرکت می کند 4،8،12 و…

توجه داشته باشید گن در نمودار 5-9 طوالی جغرافیایی زمین مرکز و خورشید مرکز را در نمودار آورده است. این شامل خورشید ، مریخ ، مشتری ، زحل ، اورانوس و نپتون زمین مرکز و مریخ ، مشتری، زحل ، خورشید مرکز می شود. انحراف هایی که گن مخص کرد برای خورشید، مریخ، مشتری،زحل، اورانوس و نپتون بود. یکسری اطلاعات درباره ی سالهای 1936 تا 1941 وجود دارد که در نمودار 5-9 نیامده است. اول ، انحراف اورانوس و نپتون در اواخر 1939 متوقف شد. برای بازه ی سه ساله 1938 تا 1941 ، گن ونوس و عطارد زمین مرکز را مورد بررسی قرارداد. پولوتون زمین مرکز در 1941 شناسایی شد.

نمودار راه های سیارات نشان می دهد که گن از انحراف ها به جای عرض های جغرافیایی فلکی استفاده کرده است. من تمامی خطوط روی نمودار را بررسی کردم و هیچ عرض جغرافیایی فلکی نیافتم. درمقایسه با انحراف ، حرکات سیاره ای در عرض های جغرافیایی باوجود کاربردی بودنشان بسیار کند هستند . احتمالا این دلیلی است که گن از انحراف ها استفاده کرده است. در نامه 1954 گن که در فصول قبل راجع به آن صحبت کردیم، گن اظهار کرد که از میانگین سیارات زمین مرکز و خورشید مرکز استفاده کرده است. با اینکه می دانیم گن از میانگین ها استفاده کرده ولی آن را درنمودار راه های سیارات نمی بینیم. این امر به ما نشان می دهد که گن بیش از یک نمودار از راه های سیارات داشته است. احتمال زیاد گن چندین نمودار مثل راه های سیارات کشیده و برروی آن میانگین سیارات را پیاده کرده است.

روش علمی گنمبحث اصلی ما راه حل دوم گن است که زوایای قیمت و زمان را برروی نمودار قیمت عملی کرد. به نظرمن گن نمودارهایی شبیه به نمودار راه های سیارات همان طور که در نمودار 5-9 دیدید کشیده است. این نمودارها را برروی کاغذهای شفاف پوست پیازی کشید. این باعث ممی شد که گن بتواند این کاغذ را بروی نمودار قیمت خود بگذارد و تاریخ های دقیق را باآن تنطیم کند. بعد می توانست نمودار را انقدر بالا و پایین کند تا  زوایه ی دلخواهش  به بالای نقطه پایین یا بالا بازار برسد. این به گن اجازه داد تا به سرعت هرزاویه ی سیاره ای را از نقاط تحول قبلی شروع کند و مشخص کند که آیا نوسان قیمت فعلی با حرکات سیارات بالانس می شود.

برای اینکه گن ازاین روش استفاده کند ، باید مقیاس قیمت و زمان را در نمودار قیمتش مثل overlay سیاره ای قرار دهد. یا حداقل با آن در تناسب باشد. برای همین گن ذهن مشغولی زیادی برای قراردان قیمت درست در زمان درست درتمام نمودارهایش داشت.  این روش نشان می دهد که چرا کمتر زوایای سیاره ای را در نمودار قیمت گن می بینیم. Overlay ها به گن اجازه دادند تا زوایای قیمت و زمان را درنمودارهای قیمتش عملی کند. او هنوز روشهای نجومی اش را پنهان می کند.

نمودارهای 5-10 و 5-12 پروسه ای را نشان می دهند که من باور دارم به گن اجازه دادند که به سرعت زوایای سیاره ای رااز قیمتهای بالا وپایین بازار شروع کند. اول ، نمودار 5-10 overlay سیاره ای و نمودار قیمت را به طور مجزا نشان می دهد.

روش علمی گن

روش علمی گن

سیاره ای را با overlay  سیاره ای بر روی نمودار قیمت گذاشت. سپس آن را آنقدر جابه جا کرد تا تاریخ های روی overlay   سیاره ای  با تاریخ 5 می تنظیم گردد. Overlay نمودار قیمت تنظیم کرد. در نمودار 11-5

در اخر گن overlayسیاره ای را بالا وپایین کرد تا به راه سیاره ای  وقیمت های بالاو پایین دلخواهش رسید.درنمودار ۵-۱۲ overlayسیاره به پایین جا به جا شده تا راه سیاره ای مریخ را درقیمت پایین ۵ مارس پیدا کند.دراینجا طول جغرافیایی مریخ راتنظیم کرده ایم تا از قیمت پایین ۵ می آغاز کنیم . حال می توانیم مشاهده کنیم که درکجا نوسانات قیمت با حرکات مریخ بالانس می شود. این راه دوم گن برای عملی کردن زوایای قیمت و زمان بود. اگر ازطول جغرافیایی مریخ در قیمت پایین بدون استفاده ازoverlay شروع کنیم،آن وقت باید از قیمت پایین و طول جغرافیایی برای محاسبه شروع کنیم. گن ازoverlayسیارات برای محاسبه ی تنظیمات بین نقاط تحول وزوایای سیاره ای استفاده میکرد. به همین دلیل آن را ماشین حساب نامید.

روش علمی گندرچهارنقل قول بعد چهارم در ص ۷۳ گن آظهار داشت که از روشoverlayهفتگی برای بالانس قیمت و زمان استفاده کرده است.این امر ارزش چهارمین بعد را هم ثابت کرد.به یاد داشته باشید که راه های سیاره ای درنمودار۵-۹ براساس مقیاس هفتگی است.احتمالا وقتی گن چهار نقل قول در صفحه ی ۷۳ می نویسد ازoverlay شبیه به نمودار راه های سیاره ای استفاده کرده است. پیامی که گن میخواست با ۴نقل قول به ما بدهد این بودکه با استفاده از overlay قیمت و طول جغرافیایی می توانید نوسان قیمت و طول جغرافیایی را بالانس کنید.او توانست رابطه ی ارزشمند بین میزان نوسان سیاره ای و نوسان قیمت را ثابت کند.

حال که دو روش گن برای عملی کردن زوایای قیمت و طول جغرافیایی را میدانیم، دوباره به مثال فولاد امریکا از کتاب سلکتور سهام وال استریت باز می گردیم. دوباره به نمودار ۵-۷ صفحه ی ۷۶ نگاه کنید و ببینید تا کجا توضیح دادیم.نمودار ۵-۷ نشان میدهد که چگونه نوسانات سهام فولاد امریکا و حرکات سیاره ونوس را از تاریخ ۳۱ می ۱۹۲۹ تا ۲۹ آگوست ۱۹۲۹ بالانس کرده است. بسرعت بعد از نقطه بالانس ، فولاد امریکا به قیمت بالا رسید و بعد از ان افت کرد.دومین تاریخی که گن در ص ۷۶ کتاب سلکتور سهام وال استریت مشخص کرده۱۳ نوامبر ۱۹۲۹ است.گن تاریخ دوم را به راحتی بالانس کرد.اگر دوباره از زوایه ی ونوس ی زمین مرکز استفاده کنیم واین زاویه را ازاولین نقطه ی بالانس آغاز کنیم به ۲۹ آگوست ۲۵۱ ۵/۸ می رسیم.اگر این زاویه را به سمت پایین ادامه دهیم میبینیم که نقطه بالانس به قیمت درتاریخ دوم یعنی ۱۳ نوامبر می رسد.نمودار ۵_۱۳ سیاره ونوس ی زمین مرکز را نشان می دهدکه از ۲۹آگوست ۲۵۱ ۵/۸ شروع شده و به سمت پایین ۱$:۱° می رود. این زاویه ۱×۱ ونوس است.

درنیمه شب ۲۹ آگوست ۱۹۲۹ سیاره ونوس در طول جغرافیایی ۱۱۷.۱۰۹° قرار داشت.ودرنیمه شب ۱۳ نوامبر ۱۹۳۹ ونوس در طول جغرافیایی ۲۰۹.۵۵۴ درجه قرارداشت.این یعنی ونوس ۹۲.۴۵ درجه حرکت کرده است.در ۲۹ آگوست قیمت پایین فولاد ۲۵۱.۶۲۵ بود. و در ۱۳ نوامبرقیمت بالا ۱۶۵ بود. این یعنی تغییر قیمت ۹۱.۶۲۵ بوده است.وقتی تغییر قیمت ۹۱.۶۲۵ را تقسیم بر مسافت طی شده ونوس ۹۲.۴۵ می کنیم، به عدد ۰.۹۹ و یا روندتر ۱.۰۰ میرسیم.این نسبت ۱:۱ تغییر قیمت به مسافت طول جغرافیایی رانشان می دهد.این را ازمنظر بعدچهارم گن هم می توانیم ببینیم.از ۲۹ آگوست تا ۱۳ نوامبر ۵۸ روز کاری وجود دارد.وقتی نوسان قیمت را تقسیم بر ۵۸ روز میکنیم، می بینیم که سرعت حرکت فولاد آمریکا دراین دونقطه به ۱.۵۸ برای هر روز می رسد. (۹۱.۶۲۵÷۵۸). وقتی همین کار را برای ونوس انجام میدهیم سرعت حرکت ونوس به ۱.۵۹۳ درجه برای هرروز می رسد.(۹۲.۴۵÷۵۸). وقتی سرعت نکسان قیمت را تقسیم بر سرعت ونوس میکنیم به ۱.۰۰ می رسیم. نسبت ۱:۱می سازد.

نمودار ۵-۱۳ به وضوح نشان می دهد که حرکت زمین مرکز ونوس با نوسان قیمت در ۲۹ آگوست تا ۱۳ نوامبر بالانس می شود.

روش علمی گن